محمد ابراهيمى وركيانى
113
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
موضع اسلام در جنگ با مخالفان داخلى و خارجى همانگونه كه در فصل دوم از بخش اول اشاره شد ، نظام اسلامى هيچگاه در صدد تحميل عقيدهء خود نبوده و حتى مردم در سرزمينهاى فتحشده به آيين خويش باقى مىماندند ، بىآنكه با دولت اسلامى از نظر عقيدتى و سياست داخلى كوچكترين مشكلى داشته باشند . ناگفته نماند آنان حتى مورد حمايت نظامى و اقتصادى مسلمانان بودهاند . قرآنكريم به صراحت هرچه تمامتر مسلمانان را در حسن معاشرت و خدمات انسانى به غيرمسلمانان آزاد گذارده و حتى آنان را به اين برخورد انسانى تشويق نموده است : خداوند شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندهاند نهى نمىكند ؛ چراكه خداوند عدالتپيشگان را دوست دارد . « 1 » بنابراين اسلام در تمامى جنگهاى داخلى جزيرة العرب و خارجى ، هدفى جز تأمين امنيت و آزادى عقيدتى براى مسلمانان نداشته و بهدنبال آن بوده است كه به حكم قرآن « 2 » همهء مردم جهان را از طريق برهان و موعظه و جدال به روش نيكو ، به توحيد رهبرى نمايد . در هيچ آيهاى از قرآن پيششرطى براى حسن برخورد مسلمانان به نام تغيير عقيده و پذيرش آيين اسلام مطرح نشده ، بلكه بهعكس ، اسلام است كه از ديگران مىخواهد كه نسبت به مسلمانان آزادى عقيدتى را رعايت كنند و آنان را مورد آزار قرار ندهند . در تمامى جنگهاى دوران رسولخدا ، مسلمانان در صدد دفع تهاجم مخالفان خويش بوده و اقدامى تهاجمى صورت ندادهاند ؛ تا آنجاكه با مردم مكه نيز كه سرسختترين دشمنان حضرت بودند ، پس از پيروزى بر آنان - بهدنبال نقضعهدى كه در صلح حديبيه داشتند - به پذيرش اسلام مجبورشان نكرد ، بلكه آنها را بين قبول اسلام و يا مهاجرت به كشور دلخواهخويش آزاد گذارد . قرآنكريم در سورهء توبه حتى مشروعيت جنگ با مردم مكه را معلول پيمانشكنى مكرر و
--> ( 1 ) . ممتحنه ( 60 ) : 8 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) : 124 .